ابو القاسم راز شيرازى

137

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و آفت نفس شهوت است و ميل به مشتهيات و ملايمات نفسانى ؛ زيرا كه هرگاه نفس التذاذ يافت به لذّات شهوات نفسانى ، سركشى مىكند و زير بار طاعات و عبادات نمىرود ، و معالجهء او آنست كه مقيّد سازند او را به قيد تقوى ، و علوفه او را كمتر دهند كه دافع شهوات ، جوع « 15 » است تا آنكه تسكين كند آفت شهوت را و به حدّ اعتدال بياورد او را كه به قدر ضرورت در اوامر الهى براند شهوت را ، و از نواهى باز دارد و اجتناب نمايد تا عايق و مانع از سلوك الى اللّه نشود . و آفت عقل ، جهل است ؛ زيرا كه دشمن عقل و ضدّ اوست در جميع افعال و صفات ، و چنان‌كه خداوند ، عقل را هفتاد و پنج جند « 16 » از صفات و اخلاق

--> ( 15 ) - گرسنگى ( 16 ) - لشكر ؛ و اين لفظ جمع بجاى فرد استعمال شده و مراد يك فرد از لشكريان عقل و يا جهل است و تفصيل اين دو نيروى عقل و جهل در « اصول كافى » در كتاب « عقل و جهل » آمده و آنچه « حضرت راز » از تعداد سپاه عقل و جهل در متن ذكر فرموده باستناد همان حديث است . اينك براى تكميل اين پاورقى باستناد متن حديث جنود عقل و جهل اگرچه اندكى مفصّل است آن را مىآورد ؛ زيرا كه جاى بيان اين مطلب كه در واقع و حقيقت از مبانى مهمّهء روش اهل سلوك و معرفت است همين‌جا است : . . . از « احمد بن محمّد » از « علىّ بن حديد » از « سماعة بن مهران » آمده است كه گفت من در محضر امام صادق عليه السّلام بودم و نزد ايشان گروهى از دوستان حضرت بودند و در محضر آن حضرت سخن از عقل و جهل مىرفت ، حضرت فرمود : عقل و لشكرش و نيز جهل و لشكرش را بشناسيد تا راه يابيد « سماعة » گويد : گفتم : فدايت شوم ما ( عقل و جهل را ) نخواهيم شناخت مگر آنكه تو ما را بشناسانى آنگاه حضرت فرمود : خداى عزّ و جلّ عقل را آفريد درحالىكه او نخستين آفرينشى بود از روحانيان كه از سمت راست عرش از نور خويش آفريد ، آنگاه به او فرمود : برگرد و او برگشت آنگاه فرمود : ( به من ) روى آور شو ، و بحقّ روى آورد . آنگاه حقّ تعالى فرمود : تو را اى عقل آفريدم آفرينشى بس بزرگ و تو را بر جملهء آفريدگان خويش فضيلت نهادم ( حضرت فرمود ) : آنگاه جهل را از دريائى ظلمانى و جوشان آفريد آنگاه به او فرمود : پشت كن و رخ برتاب و او از حقّ رخ برتافت آنگاه فرمان داد : بسوى من روى آر و او اطاعت نكرد ، حقّ تعالى به او فرمود : تكبّر كردى بر تو لعنت باد ، آنگاه براى عقل هفتاد و پنج لشكرى قرار داد و چون جهل نگريست و عقل را به آنچه به او عطا شده بود مورد مرحمت و مكرمت حقّ يافت كينهء عقل را در دل گرفت ، آنگاه ( به پيشگاه حقّ عرضه داشت : ) بار پروردگارا اين هم خلقتى همچون منست كه او را آفريده و گرامى داشته و نيرويش -